عبد الجليل قزوينى رازى
96
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
امّا آنچه گفته : « در بانگ نماز معدّ را برسالت ياد كردند و على را بولايت » . خاك بر سر ايشان كه چگونه امام را بر رسول مقدّم كردند ، و ملحد چه كند الّا مانند اين بدعتها و تهمتها ، و نام عايشه را بر ديوار با صورت ديو قرين كردن ؛ هم از غايت كفر و ضلالت و بدعت باشد صدهزار لعنت خدا و لعنت فرشتگان و لعنت همهء پيغمبران و لعنت همهء آدميان بدان كس باد كه مذهبش اين باشد « 1 » كه ديوى به صورت رسول تواند شدن و با عايشه ببودن ؛ حاشا عنه و عنها ، و اين حوالت مانندگى بمذهبى بهتر مىدارد كه گويند « 2 » : بارى تعالى ديو را به صورت سليمان كرد و ملك سليمان بدان ديو سپرد ، و تلبيس ادلّه روا دارند « 3 » چنان كه مذهب خواجه مصنّف است و بمذهب شيعه به حمد اللّه لايق نيست تا چون مذهب داند هم مذهبان را شناسد در وجوب معرفت و تلبيس ادلّه و غير آن و تغيير « 4 » صورت انبيا ، و آن راه ملحدان را مجبّران نمودند كه گفتند : خداى صورت سليمان بديوى داد و ملكش به دو سپرد ؛ تا ملحدان نيز گفتند : صورت مصطفى بديوى داد و زنش را بوى داد ، كه شيعت به حمد اللّه ازين و آن منزّه و مبرّااند كه خداى را عادل دانند ، و رسولان را معصوم ، و زنان انبيا را پاكيزه ، و لعنت عايشه و شوهرش دانند « 5 » كه كجا منزل بايد كردن كه شوهرش مستحقّ صلوات خدا و فريشتگان و مؤمنان است ، و زنش مستحقّ رحمت خدا ، و در عايشه شيعت بيشتر از آن اعتقاد نكنند كه با على عليه السّلام كه امام « 6 » مفترض الطّاعه است اختيار حرب كرد اگر از آن توبه نكرده باشد او را بقيامت از آن حركت كه بغى است باجماع مؤاخذه كنند تا معلوم باشد ، و غير اين نيست مذهب در وى ، و لعنت همهء شيعت بهرهء ملحدان و متولّدان « 7 » و تعليميان « 8 » است امّا
--> ( 1 ) - ع ث : « كه مذهبش باشد » . ( 2 ) - ح د : « و مانندگى اين حوالت بمذهب او بهتر مىماند كه گويد » . ( 3 ) - نسخ : « دارد » و بقرينهء « گويند » تصحيح شد و يا ضمير « دارد » بايد بمذهب برگردد . ( 4 ) - ع ث م ب : « تغير » . ( 5 ) - ع : « داند » ح د : لعنت عايشه شوهرش داند » . ( 6 ) - ع ث ح د : « امام » را ندارد . ( 7 ) - كذا صريحا در ع ث ب ليكن در م ح د : « متقلدان » . ( 8 ) - ث : « متعلبان » م ب : « متغليان » .